جف بزوس خالق آمازون

زندگینامه

توسط ایمان رضوی 0

 زندگی نامه جف بزوس خالق آمازون

جف بزوس موسس و مدیر عامل شرکت آمازون، یکی از قدرتمندترین رهبران تجاری و تکنولوژیک جهان است که اکنون ارزش دارایی هایش به ۵۷ میلیارد دلار رسیده و می توان او را در مقام سومین شخص ثروتمند آمریکایی جای داد.

فروشگاه خرده فروشی که در میانه دهه ۹۰ میلادی تاسیس کرد و به خوبی در دوران حباب دات-کام توانست از آن سرپرستی کند، اکنون سالانه بالغ بر ۱۰۰ میلیارد دلار فروش دارد.

با فروشگاه آمازون آشنایی کامل داریم و البته مدیر عامل اش را نیز از دور می شناسیم. اما بیایید نگاهی نزدیک تر داشته باشیم به سرگذشت این کارآفرین موفق، و پستی و بلندی های زندگی اش را به شکلی کوتاه از نظر بگذرانیم.

مادرش اهل ایالات متحده بود و پیش از بیست سالگی، در ژانویه سال ۱۹۶۴ جف را به دنیا آورد و سپس با یک مهاجر کوبایی به نام «مایک بزوس» ازدواج کرد. جف پس از تولد ده سالگی اش متوجه شد مایک، پدر حقیقی او نیست. از همان دوران کودکی نشانه هایی دیده می شد که جف، از هوش بالایی برخوردار است. زمانی که تازه قادر به راه رفتن شده بود، با یک پیچ‌گوشتی به سراغ گهواره خود رفت و محافظ آن را از جا در آورد و آن را تا حدی تبدیل به یک تخت خواب معمولی کرد.

از سن ۴ الی ۱۶ سالگی، جف در مزرعه پدر بزرگ خود در تگزاس زندگی کرد، جایی که کارهای اولیه مزرعه داری و تعمیر آسیب های بادی را فرا گرفت.

پدربزرگ او، Preston Gise، نقش بسیار شگرفی در شکل گیری شخصیت وی داشت و او را با زندگی حرفه ای آشنا تر کرد. زمانی که در سال ۲۰۱۰ به جشن فارغ التحصیلی یکی از دانشگاه های معروف برای سخنرانی دعوت شده بود، گفت: «پدر بزرگم به من یاد داد که مهربان بودن، دشوار تر از باهوش بودن است.»

در جوانی عاشق سری فیلم های «Star Trek» شد و حتی خبر می رسد که اکنون هنوز نسخه های تازه این سری را عاشقانه می بیند. در زمانی که قرار بود آمازون تاسیس شود، می خواست نام فروشگاه خود را «MakeItSo.com» (هرطور شده انجامش بده) بگذارد چرا که این یکی از اصطلاحات مورد استفاده از سوی کاپیتان پیکارد (Captain Jean-Luc Picard) در این سری فیلم ها بود.

در مدرسه، جف به مدرسین خود می گفت: «آینده مردم در این سیاره (زمین) نیست.» حال تصور کنید زمانی این را به معلمین خود می گفت که صرفا یک نوجوان بود و می خواست تبدیل به یک کارآفرین در رسته فضایی شود. حالا، او شرکتی دارد به نام «Blue Origin» که همین چند وقت پیش موشک چند بار مصرف خود را با موفقیت آزمایش کرد.

در نوجوانی، یک تابستان کامل را در رستوران مک دونالد کار کرد و البته اوقات بسیار بدی را نیز پشت سر نهاد. همین شد که به سراغ تاسیس «Dream Institute» رفت؛ یک کمپ ده روزه تابستانی برای کودکان و نوجوانان. برای حضور افراد در این کمپ، نیاز بود تا هر شخص ۶۰۰ دلار به جف پرداخت کند که البته مبلغ زیادی بود، اما او توانست در نهایت ۶ ثبت نامی داشته باشد.

در نهایت به دانشگاه پرینستون رفت و در رشته علوم کامپیوتری مشغول به کسب دانش شد. پس از فارغ التحصیلی، پیشنهاد های شغلی از سوی اینتل و Bell Labs به او پیشنهاد شد اما آنها را رد کرد تا به استارتاپ «Fitel» بپیوندد.

پس از اینکه Fitel را ترک کرد، تصمیم گرفت با همکاری یکی از دوستان خود به نام «Halsey Minor»، یک سرویس و استارتاپ خبری توسط فکس راه اندازی نماید.

بزوس به جای تاسیس این استارتاپ با Halsey Minor، پیشنهاد همکاری یک شرکت سرمایه گذاری به نام «D. E. Shaw» را پذیرفت. پس از چهار سال کار کردن در این موسسه، تبدیل شد به یک معاون ارشد.

در همان شرکت بود که با همسر خود، «مکنزی تاتل» (MacKenzie Tuttle) آشنا شد. همسر او در آن زمان یکی از تحلیلگران موسسه D.E. Shaw بود که البته اکنون تبدیل شده است به یک رمان نویس.

در سال ۱۹۹۴ بود که بزوس در مقاله ای مطالعه کرد که وب در یک سال معادل ۲۳۰۰ درصد رشد کرده است. همین رقم، شگفت زده اش کرد و دریافت که باید راهی پیدا کند برای سهیم شدن در این رشد. لیستی تهیه کرد از ۲۰ قلم جنسی که به بهترین شکل می تواند آنها را به صورت آنلاین بفروشد و سپس به این نتیجه رسید که فروش کتاب، بهترین گزینه است.

زوس علیرغم داشتن یک شغل و رتبه عالی در موسسه سرمایه گذاری D.E. Shaw، تصمیم به ترک آن و آغاز استارتاپ خود گرفت.

وی بعدا در همین خصوص چنین اظهار نظری داشت: «زمانی که دغدغه های فراوانی دارید، با موارد کوچک ممکن است راه خود را گم کنید. پیش خود گفتم شاید زمانی که هشتاد ساله شوم، غبطه بخورم که چرا در سال ۱۹۹۴، وال استریت را در میانه سال و در بدترین وقت ممکن رها نموده و به پاداش هایی که می توانست به من تعلق گیرد، پشت کردم.

اما حقیقت این است که وقتی هشتاد ساله می شوید، این چیزها دیگر برایتان مهم نیستند. شاید اگر در همهمه ای به نام “اینترنت” شرکت نمی کردم، بیشتر افسوس می خوردم چرا که از نظر من در همان زمان، این موضوع تبدیل شده بود به یک انقلاب دیجیتالی. زمانی که چنین به موضوع فکر کردم، تصمیم گیری بسیار آسان تر شد.»

مدیر او در شرکت سرمایه گذاری یاد شده، شخصی به نام «David E. Shaw»، همه تلاش خود را انجام داد تا جف را متقاعد به ماندن کند. بزوس ولی تصمیم خود را گرفته بود که باید شرکت خودش را تاسیس نماید. به این نتیجه دست یافته بود که بهتر است یک استارتاپ شکست خورده را تجربه کرده باشد تا اینکه بی هیچ تلاشی، زندگی عادی اش را ادامه دهد.

آمازون با چنین تفکری متولد شد. مکنزی و جف به تگزاس رفتند تا برای مدتی، خودروی پدر جف را قرض بگیرند و سپس با همان خودرو رهسپار سیاتل شدند. بزوس در تمام راه، از صندلی های خالی خودرو استفاده می نمود و مسافر سوار می کرد.

بزوس کار Amazon.com را در پارکینگ (گاراژ) خانه اش آغاز کرد و بیشتر قرار ملاقات های خود را نیز در شعبه یکی از فروشگاه زنجیره ای کتاب به نام Barnes & Noble انجام می داد. جالب اینجاست که اکنون شرکت برنز اند نابل به شدت تلاش می کند تا بتواند در مسیر رقابت از غول آمازون عقب نیوفتد.

جف یک زنگ بزرگ را در محل کار قرار داده بود و هر زمان که سفارشی ثبت می شد، آن زنگ را به صدا در می آورد. کارمندهای معدود آمازون گرد هم می آمدند تا ببینند که آیا خریدار را می شناسند یا نه. چند هفته بعد، در طول روز این زنگ آنقدر به صدا در می آمد که بزوس تصمیم به جمع کردن آن گرفت.

در ماه اول تاسیس آمازون، این خرده فروشی آنلاین موفق شده بود به ۵۰ ایالت و ۴۵ کشور جهان کتاب بفرستد. رشد تا جایی ادامه پیدا کرد که جف بزوس تصمیم گرفت در سال ۱۹۹۷، سهام این شرکت را به شکل عمومی در بازار بورس عرضه کند.

آمازون علت شکل گیری بسیاری از استارتاپ های اینترنتی بود؛ استارتاپ هایی که بیشتر آنها با شکست رو به رو شده و باعث ایجاد مبحثی به نام حباب دات کام شدند. به همین دلیل تحلیلگران نام «Amazon.bomb» را به جای دات کام، برای شرکت مورد اشاره برگزیدند. در نهایت هم، چنین شد که آمازون یکی از معدود کمپانی هایی بود که توانست از این دوره سربلند بیرون آید.

گفته می شود که جف بزوس مدیری بسیار سختگیر است که می تواند به راحتی کارمندان خود را زیر سوال ببرد. شایعه ای نیز در همین رابطه به گوش می رسد که او یک متخصص و مربی هدایت تیم و رهبری را استخدام کرده تا کمک اش کند این اخلاق خود را بهبود داده و به شکل بهتری بتواند با کارمندان خود رابطه برقرار کند.

جالب است بدانید که بزوس ارائه توسط Powerpoint را در آمازون ممنوع اعلام کرد. در عوض از کارمندان می خواهد که پیشنهادات خود را در قالب متن هایی ۶ صفحه ای در اختیارش قرار دهند. می گوید این روش مدیریت بحران را کنترل می کند در حالی که استفاده از ارائه های مجهز به Powerpoint، باعث ساده اندیشی کارمندان می گردد.

در آمازون غذای رایگان در اختیار کارمندان قرار نمی گیرد. بزوس تلاش می کند تا هزینه های شرکت را تا حد ممکن پایین نگه دارد و این موضوع در فرهنگ آمازون ریشه دوانده است. در نتیجه نمی توان محیط این شرکت را با گوگل مقایسه کرد که در آن، ماساژورها در خدمت کارمندان هستند.

در سال ۱۹۹۸، بزوس تبدیل شد به یکی از اولین سرمایه گذاران در گوگل. او ۲۵۰ هزار دلار در گوگل سرمایه گذاری کرد که در سال ۲۰۰۴، زمانی که غول جستجو سهام خود را به شکل عمومی در بازار بورس عرضه کرد، ارزشی معادل ۳.۳ میلیون سهم داشت.

چنین تعداد سهمی امروز معادل ۲.۲ میلیارد دلار ارزش دارد، اما مشخص نیست که آیا آقای بزوس سهام خود در گوگل را نگه داشته یا آنها را پس از عرضه عمومی سهام گوگل، به فروش رسانده است.

امروز سرمایه بزوس ۶۶.۷ میلیارد دلار برآورد می شود و تا پایان دسامبر ۲۰۱۶ او در جایگاه چهارمین ثروتمند جهان ایستاده است.

 

اما جف با پول هایش چه می کند؟ خب، در سال ۲۰۱۲، مبلغی معادل ۴۲ میلیون دلار و همچنین بخشی از زمین های خود در تگزاس را وقف ساخت یک ساعت به نام «The Clock Of The Long Now» کرد، ساعتی که به گونه ای طراحی می شود که ۱۰ هزار سال عمر داشته باشد. این ساعت البته قرار است در ایالت نوادا ساخته شود.

وی همچنین در آگوست سال ۲۰۱۳، با پرداخت مبلغ ۲۵۰ میلیون دلار نشریه «واشنگتن پست» (Washington Post) را به تصاحب خود درآورد.

واشنگتن پست در سال های اخیر رشد بسیار مطلوبی را تجربه کرده و شانه به شانه روزنامه New York Times حرکت می کندو در دسامبر ۲۰۱۶  ۹۰ میلیون بازدید کننده از سایت این روزنامه رسید؛ تقریبا سه برابر بیشتر از زمانی که بزوس هنوز آن را نخریده بود.

در انتهای سال میلادی گذشته، شرکت فضایی او به نام «Blue Origin» تاریخ ساز شد، چرا که موفق گشت برای اولین بار در تاریخ، یک موشک تجاری را به فضا پرتاب کرده و آن را با موفقیت به زمین بنشاند.

 

علاقه او به پرواز البته بسیار خطرناک تر بوده. در سال ۲۰۰۳ و در یک صانحه هوایی، فاصله ای اندک با از دست دادن جان خود پیدا کرد چرا که بالگرد حامل او با نقص فنی مواجه گشت و به زمین برخورد کرد.

در انتهای سال ۲۰۱۳ بود که در مصاحبه اش با برنامه «۶۰ Minutes»، خبری بسیار داغ را به نشریات داد. وی بیان نمود که آمازون در حال کار بر روی پهپادهای کالا رسان است و تصمیم دارد در آینده از آنها برای تحویل سفارشات استفاده کند؛ پهپادهایی که قادر بودند در مدت زمان کمتر از ۳۰ دقیقه، سفارشات را به دست مشتریان برسانند. در دسامبر ۲۰۱۶ این ایده انقلابی به صورت آزمایشی در آمریکا به مورد اجرا در آمد و پیش بینی می شود در سال ۲۰۱۷ به صورت گسترده ای مورد استفاده قرار بگیرد.

در سال های اخیر آمازون تلاش نموده تا به عنوان یک سازنده سخت افزار نیز شناخته شود. تبلت های آمازون برای مطالعه کتاب به نام کایندل یک محصول انقلابی در نوع خود بود که صنعت نشر را برای همیشه تغییر داد.

ولی تلاش آمازون برای تولید و عرضه تلفن هوشمند موفقیت آمیز نبود. Fire Phone به گفته جف بزوس نیاز به زمان بیشتری دارد.

به نوعی می توان گفت که آمازون در عرصه رسانه های آنلاین هم نوآوری بدیعی بکار برده است. آمازون پرایم شبکه پخش آنلاین شرکت آمازون می باشد که اقدام به پخش موسیقی، محتوای چند رسانه ای، سریال و فیلم کرده است. آمازون پا را فرا تر نیز گذاشته است و اقدام به تولید برنامه و فیلم نیز می کند که یکی از موفقترین نمونه های آن تولید برنامه The Grand Tour با شرکت مجریان سابق برنامه Top Gear یا تخته گاز بی بی سی می باشد که برای آمازون پرایم موفقیت چشمگیری را در پایان سال ۲۰۱۶ به ارمغان آورد.

جالب اینجاست که بدانید اکنون بالاترین رشد درآمدهایش، دیگر مرتبط با خرده فروشی آنلاین نیست. پلتفرم ابری این شرکت به نام «سرویس های تحت وب آمازون – Amazon Web Services»، سال گذشته درآمدی بالغ بر ۸ میلیارد دلار به ارمغان آورد. این سرویس در سال ۲۰۰۶ راه اندازی شد و هسته مرکزی آن بر رایانش ابری استوار است و به شرکتها و موسسات کوچک و متوسط خدمات رایانش ابری می دهد و این امکان را برای آنها فراهم می کند که بتوانند از سرورهای پر قدرت این شرکت برای کارهای عملیاتی و محاسباتی خودشان استفاده کنند.

این شرکت تمرکز خودش را برروی نوآوری در ارایه خدمات و محصولاتش قرار داده است و شاهد آن هستیم که در مقام رقابت توجه و علاقه مخاطبان خود را در سراسر جهان از آن خود نموده است.

در پایان شاید خالی از لطف نباشد که اشاره کنیم مدل خنده جف بزوس کاملا منحصر بفرد بوده و خنده از ته دل به معنای واقعی کلمه است.

 

اعلام ديدگاه